مباحثی نا گفته ها درباره استاد عزل شهریار ملک سخن به مناسبت بزرگداشت گنگره استاد شهریار(شهریور1394

خرید بک لینک

ایمیل:

[email protected]

مباحثی نا گفته ها درباره استاد عزل شهریار ملک سخن

به مناسبت بزرگداشت گنگره استاد شهریار1394 تبریز

عکس هنرمند جوانبخت با استاد شهریار در منزل استاد شهریار(1362)

نویسنده:دکتر هنرمند جوانبخت فارغ التحصیل از دانشگاه تهران –

مباحثی نا گفته ها درباره استاد عزل شهریار ملک سخن

استاد شهریا ر با توجه به اینکه پدرش از وکلای برجسته زمان بود وآرزو داشت استاد در رشته طب تحصیل نمایند ولی علی رغم اینکه استاد به طب رغبتی نشان نمی داد وارد مدرسه طب دارلفنون شد به علت اینکه از جسد در سالن تشریح وآناتومی خاطره خوشی نداشت بعدازسال چهارم طب را ترک کرد. هرچند بعدها از وی درخواست گردید در دانشگاه تبریز رشته طب را ادامه دهند، باز در سا لن تشریح و آناتومی دچا رناراحتی شده وبرای همیشه رشته طب را ترک می کند.

خلاصه ای در شآن شخصیت استاد شهریار:

از زبان دکترهنرمند جوانبخت هم نشین استاد درمنزل استاد شهریار

ادبی :

وقتی به حضور استاد می رفتی در یک نگاه روان شناسانه با زبان وروحیات وی رفتار می کرد همیشه مراجعین درمحضر استاد کم می آوردند وقتی از استاد سئوال می کردیم پاسخ می داد درسلام دادن باید طرف مقابل را شناخت.با منش ورفتار او سخن گفت؟ جواب های استاد به صورت یک کلمه ای بود بخاطر همین کسی جرات نمی کرد وقت استاد را بیشتر بگیرد.

مذ هبی:

هر زمان به حضور استاد می رفتی در وسط اتاق نشسته بود ورحل قران را باز کرده قران روی رحل بود وقتی سئوال می کردی پاسخ می داد اخر انسان وصل می شود به هفت طبقه عالم خلقت این هفت طبقه سری درپیش استاد بود.شهريار ارادتي خالص به پيامبر عظيمالشان اسلام

( ستون عرش خدا قائم ازقیام محمد ص ببین که سربکجا میکشد مقام محمد ص)

و امامان (علی ای همای رحمت توچه آیتی ،خدارا که به ما سوا فکندی همه سایه هما را)

توجه داشت و اين نكته برآمده از ايمان قلبي او بود كه با اعتقاداتش گره خورده بود. ديگر اين كه شهريار از مسائل روز و احوال مردم زمان خود غافل نبود و از دل و زبان آنان سخن ميگفت تا جايي كه در دهه اول عصر انقلاب اسلامي به امام راحل(ره)

(توآن سروی که چون سربرکنی سرها بیارایی وگرسروشدی آیین سرورها بیارایی)

و انقلابيون و دفاع مقدس و مدافعان راستين انقلاب از دل و جان عشق ميورزيد.

عرفان:

علامه محمد تقی جعفری( شهریار را به عرفان دیدم و شناختم کس نتواند سر شهریار یابد اله رب! با خدای خود عزل است به ابد ؟

استاد سال های سال بعداز فوت همسر تنها زندگی می کرد اگر زنگ در استاد را می زدی پانزده دقیقه طول می کشید تا استاد دم در بیاید ودر را باز کند.بعداز هربار در باز کردن عرفانیت درقیافه استا نما یان بود.استاد سيدمحمدحسين شهريار علاوه بر آنکه شاعري شيرين گفتار و غزلسرايي و الامقدار است، از عارفان دلسوخته و سالکان دلباخته نيز بشمار مي رود. استغناي طبع بلند شهريار آنچنان به مال و منال دنيا پشت پا مي زند که به هيچ چيز جز دوست نمي انديشد، شعله هاي عرفان در جاي جاي اشعار شهريار بر جان اهل ادب آتش مي زند. کدامين سخن شناس صاحبدلي است که با خواندن اين بيت تحت تاثير غناي ذوق شهريار قرار نگيرد و مقام رضا و صبوري شهريار را در برابر دوري جانان در نيابد.

چو دربستي به روي من بکوي صبر رو کردم چو درمانم نبخشيدي بدرد خويش خو کردم

عشاقی:

استاد عاشق پری خانم(ثزیا) نبود اشعار حالا چرا را زمانی که درمحضر استاد کمال الملک درنیشاپور بود سروده است .درهنگامی که پری نامه برای استاد ارسال می کند استاد جواب پری را باشعر می دهد که دیر شده است.

آمدی جانم به قربانت ولی حالا چرا بی وفا حالا که من افتاده ام از پا چرا

سیاسی: استاد درزمان دوران پهلوی نیز علاوه بر اینکه اشعار فارسی دارد درشعر ترکی حیدر بابا (سینه بیر دشت مغان دور گوزی یان یان یا تیپ ........)

عدم توجه به استاد بعداز انقلاب نیز با اشعار تجلیل تحمیلی (مثل جنگ صدام) ناله انتقاد آمیز سر می دهد........ازما چه جای جلوه که تجلیل می کنند تا باکدامین تجزیه تحلیل مکنند

بگذارحجره گاه بیاد جلسه شهریار آدینه است درس ومدرسه تعطیل می کنند

انقلابی:

نمو نه اش نغمه های خون می باشد که درفروردین1363 به چاپ رسید.

روزهای خوش استاد :

زمانی بود روزهای دوشنیه هرهفته یکی یا دونفر ازاساتید وشعرای بنام( مهر داد اوستا ،کلشن کردستانی،سپیده کاشانی ،مشفق کاشانی ...)به محضر استاد می آمدند .وخرید روزمره زندگی استاد توسط فرد مسنی تهیه می شد.چه روزهای به یادماندنی بود،کلشن کردستانی ابیاتی درشأان استاد می سرود استاد گریه می کرد،مهرداد اوستا رو به استاد این اشک شوق است ما نمی رویم می مانیم!استاد همه رفتنی هستند از افلاطونن قوری آد قالپ ازما چه حاصل که چه ماند؟ گید نه سوره ختمون توتپ یالنچی یاسینن قورتاره لر؟مهرداد، یاشا استادعزل بخوان، گلشن استاد ماند ما رفتیم....

موسیقی وهنر:

استاد درتنهایی سه تار می نواخت وبا خود زمزمه می کرد.ازموسیقی سنتی که اشعار شاعران باشد خوشش می امد بعداز گوش دادن به موسیقی سنتی درخلوت تنهایی گاه به اصرار دوستان چند صبا حی می نواخت.ازخوشنویسی خوشش می آمد سعی می کرد نوشته ها را خوشنویسی نمایید واشعارنوشته شده درلای کتا بها ودفتر می گذاشت.ازنقاشی های میناتور خوشش می آمد ولی می گفت فرصت کم می آورم.هرکار هنری وموسیقی یا خوشنویسی ویا شعر می سرود اشک درچشمان استاد حلقه می زد وانگار از درون فشار روحی خاصی داشت که گریه لحظه ای داشت ومی گفت خوشا به حال کسی ندانست ، نه نگاشت ،اگر نگاشت دیگران ندانستند .نفهمید ند که بنگارند.این است گریه درون استاد؟

اجتماعی استاد شهریار:

استاد اظهار می داشت فلکلور آذربایجان را در حیدر بابا یه سلام مشاهده ودرک نمایید. هر شعر استاد مصداقی داشت که متاسفا نه ادبای ما از آن غافل هستند. نمونه مصداق اشعار استاد شهریار از زبان استاد شهریار(نا گفته ها)

حیدربابا.......حالا چرا.....تجلیل تحمیلی......انس وجن .....افلاطون.....نان سنگگی......بلالی باش....بختیا روهاب زاده...... رقیه باجی....درشأن شمس...طفلی بودم.....

مکان زندگی استاد بعداز فوت همسر:

درتبریز کوچه شهریار جنب گرمابه شهریار پشت میدان ساعت بود .دارای یک حیات ، دروسط حیات حوض کوچکی بود استاد هر زمان دلتنگ می شد بغل حوض می نشت آهی می کشید واشک درچشمانش حلقه می زد گویا سری نهفته بود .منزل مسکونی استا د سالن کوچکی داشت دارای سه اتاق ویک زیرز مین در طبقه پایین بود واز حیاط با چهار پله به ایوان کوچکی راه دداشت وسپس وارد منزل می شدی .یک اتاق خواب استاد بود ویک اتاق راحتی گذاشته بود برای میمانان ویک رحل قرآن با قرآن در وسط اتاق داشت واستین های استاد همیشه بالا بود ومی گفت بدون وضوع نمی توانم وارد این اتاق شوم.یک کتر ی کوچک بغل استاد بود وگاز پیک نیک که روی آن برای خود آب جوش درست می کر د وکمتر چای می نوشید بیشتر آب جوش استفاده می کرد.وشبها تنها می ماند.ومیگفت اکثر شب ها تا وقت نماز صبح بیدار می ماند.برای خود غذا درست می کرد.ولبا سهای خودش، خودش می شست. واتاق ها را تمیز می کرد اجازه نمی داد برای استاد غذا درست کنیم یا لباسهایش را بشوییم. تمام کارهای شخصی های خودش را به تنهایی انجام می داد واز کا رخودش لذت می برد وعشق می ورزید. ومی گفت انسان تا آخرین لحظه مرگ باید کارهایش را خودش انجام دهد واین چنین شد تا آخرین لحظه دربیمارستان هم به خودش متکی بود.از هم نشینی با استاد هر گز خسته نمی شدی واستاد هم هیچ زمان احساس خستگی نمی کرد علی رغم اینکه بعضی از روزهای جمعه ملاقات زیادی داشت.چون مراجعین درمحضر استاد حرفی برای کفتن نداشتند مجبور به خداحافظی می شدند.

شهرت جهانی استاد شهریار:.....................

سریال تلویزونی: درشان استاد نبود متأسفانه تکرار مکرات می کنند اعتراض بنده به این سریا ل به اصطلاح بیست و دو قسمتی است .1- ثریا دختر بازاری نبود2-همسر استاد بی سوادنبود3-شک به نان سنگگی نکرده بود4- تا آخر عمر استاد شکا ک نبود5-اشعار حالا چرادربیمارستان نسروده بود7- سیاسی بودن استاد درگفتار اشعار بود8-ملاقات با نیما ؟9-کارمند بودن استاد؟10-بستری استاد در بیمارستان11-.......

عکس با استاد شهریار در منزل استاد شهریار

دندانپزشکی مدرن دکتر هنرمند جوانبخت ...

ما را در سایت دندانپزشکی مدرن دکتر هنرمند جوانبخت دنبال می‌کنید

برچسب: نویسنده: بازدید: 177 تاريخ: دوشنبه 20 اسفند 1397 ساعت: 17:44

صفحه بندی